کافه پیانو

کافه پیانو، داستان آدمی است که برای خودش کافه‌ای زده تا بتواند همه مهریه زنش را جور کند و در نهایت آسودگی و آرامش بتواند کنار پنجره کافه‌اش بنشیند و خیابان را ببیند و سیگاری بکشد،‌ یا پیپ خوش دستش را روشن کند و بوی خوش توتون را در هوا پراکنده کند و حواسش به درخت‌ها و پرنده‌ها باشد و اگر خیال می‌کنید که این کافه‌چی آدم بدی است، سخت در اشتباهید، چون یکی از خوب‌ترین آدم‌هایی است که تا حالا در دنیای داستانی سروکله‌اش پیدا شده است.

(کافه پیانو نوشته فرهاد جعفری)

/ 1 نظر / 76 بازدید
banoyehordibehesht2

ممنون از لطفتون . این کتاب باید خیلی خواندنی باشه 🙏👌👌